تبليغاتX
من بی تو تنهام

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی

من بی تو تنهام



بار الها ....

بارالها وقتی كه بودم نمی ديد،

وقتی كه می گفتم نمی شنيد،

وقتی ديد كه نبودم،

وقتی شنيد كه نخواندم


پنجشنبه چهارم تیر 1388 |

اولین سالگرد...

روزای روشن خداحافظ
سرزمین من خداحافظ
خداحافظ خداحافظ
روزای خوبت بگو کجا رفت
تو قصه ها رفت یا از اینجا رفت
انگار که اینجا هیچکی زنده نیست
گریه فراوون وقت خنده نیست
گونه ها خیسه دلا پاییزه
بارون قحطی از ابر میریزه
همه با هم قهر همه از هم دور
روزا مثل شب شبا سوت و کور
روزای روشن خداحافظ

همه عزادار سر به گریبون
مردا سر دار زنا تو زندون
نه تو آسمون نه رو زمینیم
انگار که خوابیم کابوس می بینیم
نوبت میگیریم گیج و بی هدف
واسه مردن هم باید رفت تو صف
روزا و شبا اینجور میگذرن
هرجا که میخوان مارو میبرن
روزای روشن خداحافظ
سرزمین من خداحافظ
خداحافظ خداحافظ

آخه تا به کی آروم بشینیم
حسرت بکشیم گریه ببینیم
ای زن تنها مرد آواره
وطن دل توست شده صدپاره
پاشو کاری کن فکر چاره باش
فکر این دل پاره پاره باش
همه عزادار سر به گریبون
مردا سر دار زنا تو زندون
پاشو کاری کن فکر چاره باش
فکر این دل پاره پاره باش


پدر عزیزم یک سال ازنبودنت می گذره

فقط دلم می خواست بهت بگم خیلی خیلی دوست داشتم ودارم
جاي خاليت را هرروز بيشتراز روزگذشته حس مي کنم


کاش قدرعزیزامونو بيشتربدونيم چون وقتي ديربشه کاري نمیشه کردوپشيموني هيچ سودي نداره


شنبه سی ام خرداد 1388 |

چه ظالمانه تنها شدم...

چه ظالمانه آمدند شکستند و رفتند
چه ظالمانه تنها شدم
که اين حق من نبود..
غربت بزرگترين درده ولي طرد شدن از اونم بد تره!
وقتي آدم بي گناه و فقط به خاطر....
دلتنگم وفرصتي نيست براي دلتنگي
دلتنگم و آسمان بغض مرا نمي فهمد
دلتنگم و آشياني براي دلتنگي ام نيست
دل تنگم وهيچکس درد مرا نمي داند
دل تنگم
دل تنگم
و ديگر هيچ...


سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388 |

بگذر ز من...

بگذر ز من ای آشناچون از تو من ديگرگذشتم
ديگرتوهم بيگانه شوچون ديگران با سر گذشتم
می خواهم عشقت دردل بميرد
می خواهم تا درسريادت پايان گيرد


جمعه بیست و دوم خرداد 1388 |

نمی خواهم ...

نمی خواهم
چنان دلگيرم از دنيا، که خود را هم نمی خواهم
به اين زخم دل خونين دگر مرهم نمی خواهم
همه نامهربانانند در اين دنيای پرتزوير چنين شد حاصل عمرم
که جز مرگم نمی خواهم


شنبه شانزدهم خرداد 1388 |

باید صبر کنی یا فراموش...

صبر کردن دردناک است،وفراموش کردن دردناکتر،ولی ازاین دو دردناک تراین است

که ندانی باید صبر کنی یا فراموش . . .


دوشنبه یازدهم خرداد 1388 |

چیزی که عوض داره گله نداره...

 

چیزی که عوض داره گله نداره

 

یاد خودم افتادم که چه جوری...

 

  به امید روزی که بی حساب بشیم  


سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388 |

زخم دل...

زخمای روی دل من يكی دو تا نيست
واسه زخم تازه ديگه جايی نيست
داشتم فراموشت ميكردم ديگه تورو
تورو خدابرو

اين دل ديگه مال تونيست
دنبالش نيا مال تونيست
از همون راهی كه اومدی برگرد
اين دل ديگه مال تونيست

فكر كردی كه اگه بری تا كی ميشينم پای تو
سخت بود فراموشت ولي كسی اومد به جای تو
يه فرشته ی واقعی نقاب به چهرش نميزد
اون اصلا مثل تو نبود زخمی به قلبم نميزد
عكساتو آتيش زدمو عشقتو كشتم تو دلم
ديگه اجازه نميدم بازی كني با اين دلم
اين دل ديگه نميخوره اين بارديگه گول تو رو
حتی ديگه حاضرنيستم بيارم به زبون اسم تو رو
زخمای روی دلم يكی دوتا نيست
واسه زخم تازه ديگه جايی نيست
داشتم فراموش می كردم ديگه تورو
تو روخدا برو

zakhme del


http://www.2mahal.com/g.htm?id=23758



پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 |

رهگذر . . .

آن کس که می گفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد
رهگذری بود که روی برگهای خشک پاييزی راه مي رفت و
صدای خش خش برگها همان آوازی بود که
من گمان می کردم مي گويد : دوستت دارم . . .
ما لحظات راسپری کرديم تابه خوشبختی برسيم
دريغ که خوشبختی لحظاتی بود که سپری کرديم.


شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388 |

آرام گرفته ام...

این دردهم
انگارعادتم شده
دلتنگی هم نمی کنم
دیگرازنبودنت
سردم نمی شود
گریه هم نمی کنم
آرام گرفته ام
خنده به لبانم بازگشته
می بینی حالا که رفته ای
چه زودروزهامی گذرد
من دیگر به روزهای
با توبودن فکرنمی کنم


جمعه یازدهم اردیبهشت 1388 |

چرا؟؟؟

چرا بعضی از آدم ها انقدر نامردند

چراخیانت کردن براشون مثل آب خوردن ِ

حیف از اون....

 


دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 |

ياد من مي افتي هيچوقت...

وقتي مي بوسه تو رو ياد من مي افتي هيچوقت
وقتي نازت ميكنه ياد من مي افتي هيچوقت
ياد من مي افتي هيچوقت يا كه نه ؟...

وقتي گريه ميكني سرتو بغل ميگيره
وقتي ميخندي بهش براي خنده هات ميميره
وقتي با همديگه ييـــن كنارهم اينورو اونور
وقتي چشم غره ميري واسه چشمات ميزنه پرپر

تو رو دوست داره مثل من يا كه نه ؟
تورو رو چشاش ميزاره يا كه نه ؟
مثل من يا كه نه ؟  ...

وقتي آهنگي كه با هم مي شنيديم و گوش ميدي يادم مي افتي ؟
اونجاهايي كه باهم رفتيم ميري يادم مي افتي؟
خيلي دوست دارم بدونم كه حالت چطوره راستي؟
هنوزعكسامو نگه داشتي يا نه ؟
ياد من مي افتي هيچوقت ؟

وقتي گريه ميكني سرتو بغل ميگيره
وقتي ميخندي بهش براي خنده هات ميميره
وقتي دلگيره ازت تو رو مي بخشه مثل من

تو رو دوست داره مثل من يا كه نه
اشكاش رو تنت مي باره يا كه نه
تو رو دوست داره مثل من يا كه نه
تورو رو چشاش ميزاره يا كه نه
مثل من يا كه نه ؟
تو رو دوست داره مثل من؟


http://www.2mahal.com/g.htm?id=25855



چه خاطره هایی داشتیم
چه روزایی داشتیم
چه زود گذشت
چه سود از یادآوری خاطرات
زمانی که راهی برای بازگشت نیست


سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 |

براي داشتن بايد گذشت...

گاه براي ساختن بايد ويران کرد،
گاه براي داشتن بايد گذشت
وگاه دراوج تمنا بايد نخواست. . .
 


من که داشتم زندگي خودمو ميکردم
من که داشتم فراموشت میکردم
چراگذشته ها رو به يادم آوردي ؟؟؟
خيلي پشيمونم کاش دوباره نمي ديدمت...
کاش میشد سه شنبه رو حذف کرد...
کاش نمي يومدي...
کاش...



جمعه بیست و هشتم فروردین 1388 |

یکی باش...

یکی باش برای یک نفر

نه تصویری مبهم در خاطره های ۱۰۰ نفر


چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 |

بالاخره خوشبخت خواهیم شد...

آنچه می خواهیم نیستیم
آنچه هستیم نمی خواهیم
آن چه دوست داریم نداریم
آن چه داریم دوست نداریم
اما عجیب است که هنوز زنده ایم و امیدوار به اینکه روزی
جایی، در کنار کسی، بالاخره خوشبخت خواهیم شد


پنجشنبه بیستم فروردین 1388 |

تقصیـــــــــــر....

هرکي اومد تو زندگيم
مي بردمش تا آسمون
اون روزمي شدرفيق ما
فرداواسم بلاي جون
نمي شه دستِ عاشق ُبه دست هرکي سپرد
نمي دونم بد مياورد ياچوب سادگيشومي خورد
هرچي که به سرم اومدتقصيرهيچ کسي نبود
هرچي که بودپاي خودم توقصه هام کسي نبود
تقصيرهيچ کسي نبود هرچي که بود بپاي من
فقط توبعد ازاين نيا ميون لحظه هاي من
رفاقتت مال خودت منت نذارروسرمن
اون قصه ها تموم شده ديگه نيا دوروبرم


http://www.2mahal.com/g.htm?id=26615



جمعه شانزدهم اسفند 1387 |

ازتومتشکرم....

 ازتومتشکرم به خاطرهمه خاطراتي که توذهنم نقش دادي.
ازتومتشکرم به خاطراينکه باعث شدي تابفهمم که دوست داشتن کسي که ديگه
ارزش نداره چقدراحمقـــــــــانه است .
ازتومتشکرم به خاطرلحظه هايي که به من بخشيدي و لحظه هايي که ازمن گرفتي
ازتومتشکرم به خاطراينکه به من ياد دادي که راحت بتونم فراموش کنم
ازتومتشکرم به خاطراينکه به من فهماندي که دلدادگي دروغه
 وهرکس ازعشق گفت صددرصد دروغگوي بزرگي خواهد بود .
ازتومتشکرم به خاطراينکه باعث شدي مسيرزندگي ام راعوض کنم
 وبا آدمهاهمان طورکه خودم دوست دارم،زندگي کنم .
ازتومتشکرم به خاطرهمه ي چيزهايي که من ازجنس تو فهميدم 
ازتوبه خاطرخيلي چيزهاي ديگرهم متشکرم امامي ترسم که با گفتن آنها ....
اما اينو بدون:
که من زماني هيچ بهانه اي را براي رفتنت نمي پذيرفتم
اما به راحتي الان پذيرفتم وبهت حق مي دم
چون برای همیشه نمی موندیم باهم وقتی دلمون جای دیگه ای بود
پس بهتر که همه چیز تموم  شد

بابت همه چیز متشکرم


سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 |

خدايا...

خدايا توخودت مي دوني اشکهايم نشانه چيست .
پس دراين دل شکسته به دنبال چي هستي که هرلحظه غمي را برآن ارزاني مي کني
خدايا توخودت ميدوني دنياي من باتومعني پيدامي کنه پس چراهميشه منودربرزخ زندگي
بدون راهنما قرارميدي ؟
خدايا تو خودت ازسردرون خبرداري ومي دوني اين بنده نمي تواند شکرت رابه جاي آوردپس
راحتش کن تا دراين شرمندگي نمونه.
خدايا اي يگانه محبوب دل غمگينم !
چه روزهايي براي تو گريستم وتو چشم براشکهايم بستي .
چه شبهايي با تو سخن گفتم اما تومرابدون پاسخ رها کردي .
چگونه اي ...؟
من هنوزدرحيرتم که بهانه هاي اين دل شوريده براي پيوستن به توچيست ؟
با همه بديهايم سوي توآمدم تا مرابازمورد رحمت خودقراربدي .
من بي توهيچم
.......

خدایا...


جمعه نهم اسفند 1387 |

به توعادت کرده بودم....

به توعادت کرده بودم،رفتيُ دلُ شکوندي
باچشام شدي غريبه،خاطره هامونوسوزوندي
عاشق عشق توبودم،باچه احساس قشنگي
فقط فقط با توبودم،توي دنياي دو رنگي
حالا من اينجاتک وتنها،توهم اون سردنيا
ميزنه آتيش به قلبم،غم غصه هاي فردا
تلخي ِِسکوت ِغربت تورو ياد من مي ياره
ابر باروني ِچشمام داره بدجوري مي باره

با اينکه مال من نيستي و من از تو به دورم
واسم لحظه هاي با توبودن تجربه بودند
تورو ميخواستمو نذاشتي حرمت واسم
عاشق بودم اومدم تا شهرغربت واست
ولي به جرئت بازم ميگم آرزومه که توبشي خوشبخت بازم
هرجايي که هستي هر جايي که رفتي ازم بد نگو
چون رفتارام با تو به خدا قسم بد نبود


http://www.2mahal.com/g.htm?id=29412



سه شنبه ششم اسفند 1387 |

عشق من...

عشق من بمون دلواپسم نذار 
بي تو نمي گذره اين روزو روزگار 
من با تودلخوشم وقتي کنارمي  
وقتي تويارمي دارو ندارمي   
عشق من بمون دلواپسم نذار 
بي تو نمي گذره اين روزو روزگار
عشق من بمون عشق من بمون
عشق من بمون بازبامن بخون
اين ترانه پاک مهربون
من با تودلخوشم وقتي کنارمي
وقتي تويارمي  دارو ندارمي
عشق من بمون دلواپسم نذار 
بي تو نمي گذره اين روزو روزگار
عشق من بمون عشق من بمون
مي دونم نيستم سرپيمونم
مي دونم عشقم شده زندونت
مي دونم عشقم شده زندونت
عشق من بمون دلواپسم نذار
بي تو نمي گذره اين روزو روزگار
من با تودلخوشم وقتي کنارمي
وقتي تويارمي دارو ندارمي
عشق من بمون عشق من بمون


http://www.2mahal.com/g.htm?id=26613


یادت میاد این شعرو

چه خاطره هایی داشتیم

ولی حیف...


یکشنبه چهارم اسفند 1387 |

سکوت عجیب...

سکوت عجیبی دارد اینجا

دیگر تنها مانده ای و خیال بودن،

خنده هایم و نوشته هایی که...

با خودت چه کرده ای!؟ با من چه می کنی !؟

دل تنگ می شود

تنهایی عجیبی است، دیوانه  می کند گاهی

 وقتی می دانی دیگر برق چشمان راتوان دیدن نیست...

کاش می شد درکنارهم...

سکوت می کردیم و در آن سکوت می خواندیم همدیگر را!


سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 |

نمی دانم....

نمی دانم دلم گم شده یا اونی که دل به او سپردم.

نمی دانم عشقم گم شده یا دشمنم.

نمی دانم اعتماد بی جا کردم.

نمی دانم لیاقت او را نداشتم یا او لایق من نبود.

نمی دانم او در حق عشقمان خیانت کرد یا من.او قدر ندانست یا من.

نمی دانم خدا این را قسمت ما کرد یا ما خود قسمت را رقم زدیم.

نمی دانم تو به من عشق را آموختی یا نفرت را یادم دادی.

نمی دانم که بگویم: چرا آمدی؟ یا بپرسم که چرا رفتی؟


یکشنبه بیستم بهمن 1387 |

صدای نفرتی...

ورد زبون همه اینه
که صدای من نفرتیه
ولی واسه تو عزیز من
سر آمد عاشقیه

میخوام بگم دوستت دارم
اما نگو،برو بی خیال
تو هی میگی ولم بکن
بی خیال این عشق محال

هر چی بگی برای تو
همون میشم ای نازنین
میشم مثل یه مرغکی
تو دست تو بازم اسیر

تویی تمام زندگیم
برات میمیرم نازنین

توی تموم خاطره هام
هر روز کنارت میشینم من
به یادتو به یاد عشقم
میشینم با کوله بار درد
تو رو میشونم من ، هر روز کنارم
به خیال خودم میگم من تو رو دارم

ولی اینو می دونم
نیستی تو پیشم
میخوام به توبگم من تو رو دارم


نمی دونم چرا یاد این آهنگ افتادم

شاید چون دارم برای مدتی میرم

تا بعد.....



سه شنبه پانزدهم بهمن 1387 |

ققنوس....

من زاده شده ام براي تنهايي
من زاده شده ام از تن تنها ترين تنها يان
وتنهايي را با خود خواهم برد
به دورترين گورستان
تا به ياد من
سنبلي از باران بسازند
باز مي گويم
که من از نسل ققنوسم
و در تنهايي خود مي سوزم

تنهايي من با شب درهم تنيده شده
در تنهاييم تنديسي از ققنوس مي سازم
تا به همگان بفهمانم چه زيباست ققنوس
و چه نوراني به هنگام خود سوزي
پيش خواهم رفت
تا دوزخ , تا آتش , تا گور
و باز مي گويم
که از ياد نبريد
من از نسل ققنوسم


یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 |

کاش مي دانستي....

 

کاش مي دانستي ما را فرصت آن نيست که روزهاي رفته را از سرگيريم و لحظه هاي
بي بازگشت را تمنا کنيم.
کاش مي دانستي فردا چه اندازه دير است براي زيستن، و چه اندازه زود است براي
مردن.

--------------------------------------

من سعی کردم روزای رفته را فراموش کنم

خدایا شکرت کمکم کردی که بفهمم ويرانگري آمده ويرانم کند

و شکرت که خودش ویران شد تو این بازی


چهارشنبه نهم بهمن 1387 |

يه روزي...


يه روزي قدرموميدوني که ديره روزي که کسي سراغت نمي گيره
يه روزي ميدوني من کي وچي بودم روزي که ازنبودنم غصه ت مي گيره
باشه خوبم ازکنارت ساده ميرم
به خدا قدرمو ميدوني يه روزي،روزي که ازتوجداميشه مسيرم
قدرمو ميدوني يه روزيادم ميفتي شب وروز
صدام توگوشت ميپيچه مثل يه آه سينه سوز
 حسرت يک لحظه نگام دل تنگ ميشي بدجوربرام
اون روزا دورنيست به خداحتي به خوابت نمي ياد
يه روزي قدرموميدوني که ديره اسم من ازتوي لحظه هات نمي ره
ديگه نيستم اون شباي پرستاره وقتي که دلت بهونمو ميگيره
اما اون روزوخدا کنه نباشي نشنوم ازرفتن من غصه داري
من مي بينم اون شبايي روکه ديگه واسه گريه شونه هاموکم مياري


شنبه پنجم بهمن 1387 |

قیمت هر انسان....

دوره ارزانیست ، شرف ارزان، تن عریان ارزان ، آبرو ارزان ،

 قیمت یک تکه نان و دروغ از همه

چیز ارزانتر و چه تخفیفی خورده است ،

قیمت هـر انســـــــان


سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 |

هر چه بود همین بود...

هر چه بود همین بود ، نه دروغ بود و نه خیال ...

هر چه بود باریدن باران بود و خیال سبک شدن این بغض

رویا را در واقعیت حل کردن و نوشیدن جرعه ای بی تابی

دل بستن به نگاهی بارانی و صدایی صبور

مسخ دستانی که همیشه داغ بود از بودن

هر چه بود داشتن نگاهت بود و باز هم دلتنگی

هر چه بود همین بود...

تومی دانی چه شد که من ماندم واین همه سکوت ؟

تومی دانی چه شد که من ماندم واین همه دلتنگی ؟

تومی دانی که چه شد که من ماندم واین همه سرگردانی ؟

تو می دانی چراهرچه این نگاه می بارد ،این بغض سبک نمی شود ؟!

چقدر گفتم این همه بی نشان شدن دلتنگ ترم می کند؟

چقدر گفتم اینهمه زمزمه نبودن بی تاب ترم می کند؟

من گفتم اما تو باور نکردی

دلتنگ تر شدم ...

بی تاب تر شدم ...

بعد هم من ماندم و خودم !

من ماندم واین همه فراموشیه گاه و بیگاهی که به نگاهت چنگ می اندازد

من ماندم و ...

بگذریم !

نمی دانم چرا همیشه برای گرفتن سهممان دیر می رسیم !

همیشه وقتی می رسیم که دیگر هیچ نمانده جز حسرت !

نمی دانم من دیر رسیدم یا تو زود رفتی !

باورت می شود قصه تمام شده باشد

وتومانده باشی ویک دنیابی خیالی سرد که تن لرزان خیالت رارنجورکند

تو مانده باشی و یک دنیا توجیه ؟

تو مانده باشی و یک دنیا دروغ

تو مانده باشی و یک دنیا خیالات پوچ

باورت می شود قصه تمام شده باشد و تو مانده باشی و هیچ ؟

باورت شود!

قصه تمام شد!!!

تو ماندی و هیچ


دوشنبه شانزدهم دی 1387 |

به که بايد پيوست؟

به که بايد دل داد؟
به که بايد پيوست؟
و به چشمان که بايد خنديد؟
به نسيم گذرا
به گل اطلسي و ياس سفيد
به کبوتر حرم
يا به مهتاب خدا؟
به که بايد پيوست؟
به عبور گل سرخ
يا به تکرار نگاه
يا صداي نفس چلچله ها
يا به يک برگ خزان ديده سرد؟
به که بايد دل داد؟
به يکي مرد بزرگ
يا به يک کودک شيطان و شرور
يا به يک نغمه ي شاد؟
به که بايد پيوست؟به يکي رود زلال
يا به يک رشته پيچيده کوه
يا به يک کوچ پر از عشق پرستوي قشنگ؟
به که بايد خنديد؟
به نگاه تر يک پروانه
يا به يک شعله ي مستانه ي شمع
يا به يک روشني تار دل ديوانه؟
به که بايد خنديد ؟
به که بايد پيوست؟


جمعه سیزدهم دی 1387 |

باز...

بازهم شب بازسکوت باز آرامش،

چه بی انتهاست شب وچه زیباست نگاههای ستارگان،

چه پرنشاط است صورت مهتاب.


شنبه هفتم دی 1387 |



همه اين نوشتن ها را مينويسم
همه دردها رامينويسم براي تو مي نويسم
تمام آن لحظاتي راكه بي تو سركردم..
بي توميرفتم تنهاوبراي تومي نويسم..
همانطوركه بخواهي.
همانطور كه توبخواني
چون توخودخواستي كه حرفهايم راباتوقسمت كنم..
مي نويسم ازهمه روزهاي دلتنگي ازهمه روزهاي بي كسي ازهمه روزهاي كه حتي سلامي نبودحتي احوالپرسي مختصري كه من به همه اينها راضي بودم..
مينويسم برايت چه باشي چه نباشي چه بخواني.چه نخواني.
من فقط مي نويسم .
تمام سفيدها را برايت سياه مي كنم.
تمام نقطه ها را به سر خط مي برم و برايت مي نويسم..
مي نويسم فقط براي تو مي نويسم


نازترین عکسهای ایرانی

هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386

بار الها ....
اولین سالگرد...
چه ظالمانه تنها شدم...
بگذر ز من...
نمی خواهم ...
باید صبر کنی یا فراموش...
چیزی که عوض داره گله نداره...
زخم دل...
رهگذر . . .
آرام گرفته ام...

**من بی تو تنهایم**
سفیر سبز
دل من تورو می خواد
دلم گرفت گفتم شعری برای تو
*انتهاي کوچه ي تنهايي....*
تنهایی من
برای آنان که می فهمند
آبنبات من
آسمون نگاه من بی تو تنهاست
سکوت‘ وهم‘ مرگ... زندگی
عضو شو بازي كن جايزه ببر
*دختـــــــــــــر تنها*
درد دل
نازترین عکسهای ایرانی
یادگار
شب رویایی

براي داشتن بايد گذشت...
یکی باش...
بالاخره خوشبخت خواهیم شد...
ازتومتشکرم....
خدایا...
به توعادت کرده بودم...
عشق من...
سکوت عجیب...
نمی دانم...
صدای نفرتی...
ققنوس....
یه روزی...
هر چه بود همین بود...
به که بايد پيوست؟
معنای سکوت...
ديگران را ببخشيدم...
هنوزهم تلخ می نویسم ...
شعری از شاملو....
همیشه...
دست از سر ما بردار....
تقدیر...
کاش کودک بودم...
گناهی ندارم...
خوبي ديگه تموم شده ....
دیدی می تونم....
چشمهاي باروني من...
رفتی از دلم.....
غمی به دل نگیر...
به نام تنها مونس شبهاي تنهايي .....
مرا ببخش ...
مث آينه شکستم....
از تو متشکرم ...
هرگزنمي بخشمت
حس خوب باتوبودن ...
با تــــــــــو.....
تو باختی...
خداحافظ
پروردگارا!...
خسته شدم
مسافرم

RSS 2.0

فال حافظ

جوک و اس ام اس

قالب های نازترین

نازترین عکسهای ایرانی






Powered by WebGozar