دوباره دقیقه هارو کند وآهسته می بینم برده رنگ انتظارو بارون چشمای خستم از سپیده تا سپیده آسمون ابری و تار مرا ببخش بخاطر تمام حرفهايي که به تو نگفتم
دوباره چشم خدارو روخودم بسته می بینم
تا دلم آروم بگیره سر به کوچه ها میذارم
رو به آدما می خندم تو سیاهیا می بارم
توی یه جاده برفی پی انتها می گردم
توی یه رویایه آبی هنوزم اسیر دردم
آخه دنیا تو چشام رنگشو باخته
آخه یک جنس غریبه آسمون منو ساخته .
انگار آهنگی نداره بی تو این قلب شکستم .
عشق من جنس هوس نیست رنگ خاطرات تلخ
قصه های پرغباری که روشون چشامو بستم
مثل بغض سینه من شوق باریدن نداره
بوی بارون میده حرفات اشک چشمام بی قراره
عشق من سوززمستون عشق توشور بهار![]()
مرا ببخش بخاطر نداشتن واژه هايي زيبا تا ثابت کنم
که هميشه با خود و با تو صميمي خواهم بود
و اگر نمي تواني آنرادرعشقم حس کني
پشيمان هستم که به اندازهء کافي نثارت نکردم
اما بخاطرعشق خود پشيمان نيستم
بخاطر احساس خود نيز پشيمان نيستم
آنگونه که دستانت را لرزان ساختم و قلبم مي شتابد
چيزي را پس نخواهم داد
چرا که با عشق تو هزاران زندگي را در يک زندگي گذرانده ام
و هرگز نمي توانم
براي عشق پشيمان باشم
شايد ساعاتي تو را غمگين کرده ام
اما به تمامي آن خاطرات مي انديشم
مي دانم که مي بايست مي يافتم
بهترين را برايت
و اکنون قول خواهم داد
و اگر اين را در چشمانم نمي بيني
در باقي زندگيم پشيمان خواهم بود
همه ما اشتباه مي کنيم
مهم نيست که چقدر سخت تلاش مي کنيم
اما قلبها مي شکنند
هنگاميکه پشيماني به سراغمان مي آيد
و ما يکديگر را به دليلي نمي بخشيم![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |


