تبليغاتX
بی تاب تنهـــــــــــــــایی
بی تاب تنهـــــــــــــــایی












شرمنده ام
گفته بودم
دست بردیوار دور آن وردریا می زنم
و تا هزاره ی شمردن چشم می گذارم
گفته بودم
غبارقدیمی تقویم را
ازشیشه های شعر وخاطره پاک نمی کنم
گفته بودم
صدای سرد سکوت این سالها را
با سرود و سماع ستاره بر هم نمی زنم
اما دوباره دل دل این دل درمانده
تو را میهمان سایه گاه ساکت کتاب و کاغذ کرد
هی
همیشه همسفر حدود تنهایی
بگذار که دفتر دریا هم
گزینه یی از گریه های گاه به گاه من باشد

نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت توسط تنها عشق ...| |

كي دل سنگ سنگت
از دل من خبر داشت
اشكاي گرم گرمم
كي تو دلت اثرداشت
وقتي هنوز به يادت
گريه مياد سراغم
عشق تو هستم انگار
پيش تو داده باقي

قلب مني
چه جوري يه روز ازت جداشم
عشق مني
نميشه دوست نداشته باشم

 


فكر مي كنم تو مهربون
هنوز دلت پيش منه
ببين يه عاشق چه جوري
هي خودش و گول ميزنه
فكر مي كنم من بميرم
عمر تو هم تموم بشه
ببين يه عاشق چه جوري
اسير قلب پاكشه
قلب مني
چه جوري يه روز ازت جداشم
عشق مني
نميشه دوست نداشته باشم


به من مي گفتي كه منو دوست داري
مي ترسيدم من نباشم دق كني
اما تو كه عاشق من نبودي
فقط مي خواستي منو عاشق كني
آه كه هنوز بي تو پريشونه دل
آه كه هنوز ساده ساده هستم
هنوز همون اسير بي پناهي
كه زندگيش و به تو داده هستم

قلب مني
چه جوري يه روز ازت جداشم
عشق مني
نميشه دوست نداشته باشم


فكر مي كنم تو مهربون
هنوز دلت پيش منه
ببين يه عاشق چه جوري
هي خودش و گول ميزنه
فكر مي كنم من بميرم
عمر تو هم تموم بشه
ببين يه عاشق چه جوري
اسير قلب پاكشه
قلب مني
چه جوري يه روز ازت جداشم
عشق مني
نميشه دوست نداشته باشم


به من مي گفتي كه منو دوست داري
مي ترسيدم من نباشم دق كني
اما تو كه عاشق من نبودي
فقط مي خواستي منو عاشق كني
آه كه هنوز بي تو پريشونه دل
آه كه هنوز ساده ساده هستم
هنوز همون اسير بي پناهي
كه زندگيش و به تو داده هستم

نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت توسط تنها عشق ...| |

روزای روشن خداحافظ
سرزمین من خداحافظ
خداحافظ خداحافظ
روزای خوبت بگو کجا رفت
تو قصه ها رفت یا از اینجا رفت
انگار که اینجا هیچکی زنده نیست
گریه فراوون وقت خنده نیست
گونه ها خیسه دلا پاییزه
بارون قحطی از ابر میریزه
همه با هم قهر همه از هم دور
روزا مثل شب شبا سوت و کور
روزای روشن خداحافظ

همه عزادار سر به گریبون
مردا سر دار زنا تو زندون
نه تو آسمون نه رو زمینیم
انگار که خوابیم کابوس می بینیم
نوبت میگیریم گیج و بی هدف
واسه مردن هم باید رفت تو صف
روزا و شبا اینجور میگذرن
هرجا که میخوان مارو میبرن
روزای روشن خداحافظ
سرزمین من خداحافظ
خداحافظ خداحافظ

آخه تا به کی آروم بشینیم
حسرت بکشیم گریه ببینیم
ای زن تنها مرد آواره
وطن دل توست شده صدپاره
پاشو کاری کن فکر چاره باش
فکر این دل پاره پاره باش
همه عزادار سر به گریبون
مردا سر دار زنا تو زندون
پاشو کاری کن فکر چاره باش
فکر این دل پاره پاره باش

نوشته شده در دوشنبه یکم مهر 1387ساعت توسط تنها عشق ...| |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت