حس خوب باتوبودن ديگه بامن آشنانيست شب پُراز ترانه میشه با تـو با تـوازخاطرهها سرشارم با تـوبودن،با تـوموندن،با تـورفتن آرزومه پرم از حس رسيدن با تـو با تـو میشه شبِ تاريکُ شکست با تـوبودن،با تـوموندن،با تـورفتن آرزومه
شعرخوب ازتوگفتن ديگه سوغاتيِ من نيست
من همونم كه يه روزي واسه چشمات خونه ساختم
واسه بوسيدن دستات همه زندگيموباختم
توي رودخونه قلبت قايق من رفتني بود
من ازاول مي دونستم قايقم شكستني بود
واسه قلب صدتاعاشق زيرپنجرت مي خوندم
توي هرشهري كه بودي من مسافِرت مي موندم
اگه باروني نباشه واسه ريشه ي درختم
تونيازتومي موندم تابباري روي بختم
قامت خوبوقشنگت شده درمون تب من
سفربي انتهابودواسه قصه شب من
چيزتازه اي ندارم كه به پاي توبريزم
دست خوب مهربوني ياورت باشه عزيزم![]()
قصه عاشقانه میشه با تـو
باغ پاييزي تنهايی من
باغ پرجوانه میشه با تـو
با تـوتا آخر ِشب بيدارم
عشق ِمن!دستِ تـويعنی خورشيد
گرمی دست تـورو کم دارم
هرجاباشی،هرجاباشم،چشمای تـو روبـِرومه
عاشق ستاره چيدن با تـو
همه قصّهها به آخررسيدن
ناتمومه قصّهی من با تـو
میشه تاهميشه چشم به راهت نشست
با تـو میشه زندگی رو دوره کرد
دل به لحظههای تنهايی نبست
هرجاباشی،هرجاباشم،چشمای تـو روبـِرومه![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |

