تبليغاتX
بی تاب تنهـــــــــــــــایی
بی تاب تنهـــــــــــــــایی












حس خوب باتوبودن ديگه بامن آشنانيست
شعرخوب ازتوگفتن ديگه سوغاتيِ من نيست
من همونم كه يه روزي واسه چشمات خونه ساختم
واسه بوسيدن دستات همه زندگيموباختم
توي رودخونه قلبت قايق من رفتني بود
من ازاول مي دونستم قايقم شكستني بود
واسه قلب صدتاعاشق زيرپنجرت مي خوندم
توي هرشهري كه بودي من مسافِرت مي موندم
اگه باروني نباشه واسه ريشه ي درختم
تونيازتومي موندم تابباري روي بختم
قامت خوبوقشنگت شده درمون تب من
سفربي انتهابودواسه قصه شب من
چيزتازه اي ندارم كه به پاي توبريزم
دست خوب مهربوني ياورت باشه عزيزم

نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت توسط تنها عشق ...| |

شب‌ پُراز ترانه‌ میشه‌ با تـو
قصه‌ عاشقانه‌ میشه‌ با تـو
باغ‌ پاييزي تنهايی‌ من‌
باغ‌ پرجوانه‌ میشه‌ با تـو

با تـوازخاطره‌ها سرشارم‌
با تـوتا آخر ِشب‌ بيدارم‌
عشق ‌ِمن‌!دست‌ِ تـويعنی‌ خورشيد
گرمی‌ دست‌ تـورو کم‌ دارم‌

با تـوبودن‌،با تـوموندن‌،با تـورفتن‌ آرزومه‌
هرجاباشی‌،هرجاباشم‌،چشمای‌ تـو روبـِرومه‌

پرم‌ از حس‌ رسيدن‌ با تـو
عاشق‌ ستاره‌ چيدن‌ با تـو
همه‌ قصّه‌ها به‌ آخررسيدن‌
ناتمومه‌ قصّه‌ی‌ من‌ با تـو

با تـو میشه‌ شب‌ِ تاريک‌ُ شکست‌
میشه‌ تاهميشه‌ چشم‌ به‌ راهت‌ نشست‌
با تـو میشه‌ زند‌گی رو دوره‌ کرد
دل‌ به‌ لحظه‌های‌ تنهايی‌ نبست‌

با تـوبودن‌،با تـوموندن‌،با تـورفتن‌ آرزومه‌
هرجاباشی‌،هرجاباشم‌،چشمای‌ تـو روبـِرومه‌

نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت توسط تنها عشق ...| |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت