کاش کودک بودم تا بزرگترین شیطنت زندگی ام نقاشی روی دیوار بود، ای کاش کودک بودم تا از ته دل می خندیدم نه اینکه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم ، ای کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه همه چیز را فراموش می کردم گناهی ندارم ، ولی قسمت این بود میخواستم به تو بگویم میخواستم بگویم به نظر من لطف خدا بود
![]()
که چشمای کورم به راهت بشینه
برای دله من واسه جسم خستم
منی که غرورو تو چشمات شکستم
سر از کار چشمات کسی در نیاورد
که هر کی تو رو خواست یه روزی بد آورد
برای دل من واسه جسم خستم
منی که غرور رو تو چشمات شکستم
واسه من که برعکس کار زمونه
یکی نیست که قدر دلم رو بدونه
گناهی ندارم ولی قسمت اینه
که چشمای کورم به راهت بشینه
هنوزم زمستون به یادت بهاره
تو قلبم کسی جز تو جا نداره
صدای دلم ساز ناسازگاره
سکوتم به جز تو صدایی نداره
تو خواب و خیالم همش فکر اینم
که دستاتو بازم تو دستام بگیرم
ولی حیف از این خواب پریدم
که بازم به راهت بشینم!
سر از کار چشمات کسی در نیاورد
که هر کی تو رو خواست یه روزی بد آورد
برای دل من واسه جسم خستم
منی که غرور رو تو چشمات شکستم ![]()
روز اول فكر نمیكردی اینطور شود
اینطور رسوا شوی
رفتارت مثل آدمهای بیخیال است
مثل آدمهائی كه هیچ چیز برایشان مهم نیست
که از دست آدم دروغگو و بزدلی مثل تو رها شدم
کاش یه ذره جرأت داشتی![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |


