بازهم شب بازسکوت باز آرامش، چه بی انتهاست شب وچه زیباست نگاههای ستارگان، چه پرنشاط است صورت مهتاب. ديگران را ببخشيدم هنوزهم تلخ می نویسم... به گمانم هنوزهم تلخم! براستی چرااینگونه شده ام ؟ وقتی تنها می شوم حرفم نمی آید،افکارم جمع نمی شود آشفته می شوم ونگران راحت بگویم تلخ می شوم می گفت چقدردرکنارت آرامش دارم دلم برای در کنار تو بودن تنگ شده ! برویم و تا چندی دور شویم از هیاهوی این شهر خوش بگذرانیم بخندی تا من هم کمی بخندم ...!
چه متغیر شده ام این روزها براستی چرا اینگونه شده ام ؟
![]()
ازجنس زمان که پیرمی شود
با ناگفته های عشق
گاهی می میرد درسکوت
و معنا می شود در نگاه ![]()
نه به اين علت که آنها لياقت بخشش را دارند
به اين علت که من لياقت آن را دارم که آرامش داشته باشم
عبرت چه واژه زيبا اماغريبیی است
شنيدم آنان که از گذشته خود عبرت نمی گيرند
چاره ای جز تکرار آن ندارند
و آنجا بود که فهميدم
چرا زندگی ما تکراری است![]()
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |


