روزای روشن خداحافظ
پدر عزیزم یک سال ازنبودنت می گذره فقط دلم می خواست بهت بگم خیلی خیلی دوست داشتم ودارم چه ظالمانه آمدند شکستند و رفتند بگذر ز من ای آشناچون از تو من ديگرگذشتم
سرزمین من خداحافظ
خداحافظ خداحافظ
روزای خوبت بگو کجا رفت
تو قصه ها رفت یا از اینجا رفت
انگار که اینجا هیچکی زنده نیست
گریه فراوون وقت خنده نیست
گونه ها خیسه دلا پاییزه
بارون قحطی از ابر میریزه
همه با هم قهر همه از هم دور
روزا مثل شب شبا سوت و کور
روزای روشن خداحافظ
همه عزادار سر به گریبون
مردا سر دار زنا تو زندون
نه تو آسمون نه رو زمینیم
انگار که خوابیم کابوس می بینیم
نوبت میگیریم گیج و بی هدف
واسه مردن هم باید رفت تو صف
روزا و شبا اینجور میگذرن
هرجا که میخوان مارو میبرن
روزای روشن خداحافظ
سرزمین من خداحافظ
خداحافظ خداحافظ
آخه تا به کی آروم بشینیم
حسرت بکشیم گریه ببینیم
ای زن تنها مرد آواره
وطن دل توست شده صدپاره
پاشو کاری کن فکر چاره باش
فکر این دل پاره پاره باش
همه عزادار سر به گریبون
مردا سر دار زنا تو زندون
پاشو کاری کن فکر چاره باش
فکر این دل پاره پاره باش
جاي خاليت را هرروز بيشتراز روزگذشته حس مي کنم
کاش قدرعزیزامونو بيشتربدونيم چون وقتي ديربشه کاري نمیشه کردوپشيموني هيچ سودي نداره![]()
چه ظالمانه تنها شدم
که اين حق من نبود..
غربت بزرگترين درده ولي طرد شدن از اونم بد تره!
وقتي آدم بي گناه و فقط به خاطر....
دلتنگم وفرصتي نيست براي دلتنگي
دلتنگم و آسمان بغض مرا نمي فهمد
دلتنگم و آشياني براي دلتنگي ام نيست
دل تنگم وهيچکس درد مرا نمي داند
دل تنگم
دل تنگم
و ديگر هيچ...![]()
ديگرتوهم بيگانه شوچون ديگران با سر گذشتم
می خواهم عشقت دردل بميرد
می خواهم تا درسريادت پايان گيرد![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |


