بی تاب تنهـــــــــــــــایی
هيچکي نميتونه بفهمه که دلم از چي گرفته هيچکي نميدونه که چشمام چرا هميشه خيس خيسه
خدایا دارم تقاص کدوم کارمو میدم؟؟؟؟؟ چه کاری کردم که داری اینجوری جوابمو میدی؟؟؟؟؟؟ کاش مي شد سرنوشت خويش را از سر نوشت
خدایا کمکم کن نذار برسم به......
هيچکي نميتونه بفهمه که صدام از چي گرفته
هيچکي نمي مونه تا با من تووي راهم همسفر شه
آخه ميترسه که با من, با دلِ من در به در شده
چرا هيچکي حتي يه نامه واسه من ديگه نمي نويسه
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت
توسط تنها عشق ...| |
کاش مي شد اندکي تاريخ را بهتر نوشت
کاش مي شد پشت پا زد بر تمام زندگي
داستان عمر خود را گونه ای ديگر نوشت
نوشته شده در جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت
توسط تنها عشق ...| |
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |

