تبليغاتX
بی تاب تنهـــــــــــــــایی
بی تاب تنهـــــــــــــــایی












بیهوده درمیان واژه ها
در جستجوی چیستی؟
برای بیان هیچ!
کوره را هیزمی باید
تا گرمی فزاید.
درخت را ریشه ای
و برگ را بهاری
تا جشن سبز برپا شده باشد.
بی عشق واژه ها کورند
و نبض حیات خطی ممتد است.
روز مرگی را که سرودی نشاید!
شاید خاموشی بهترین واژه باشد.
پس بر آستان سکوت فروتن باش
همان که آرامشی عجیب به ارمغان دارد.
سهمگنانه حضور خود را تحمیل میکند،
و سرانجام مطلقی است بر همه چیز.

نوشته شده در شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت توسط تنها عشق ...| |

اين شعرها ديگر براي هيچکس نيست
نه! در دلم انگار جاي هيچکس نيست
آنقدر تنهايم که حتي دردهايم
ديگر شبيه دردهاي هيچکس نيست
حتي نفس‌هاي مرا از من گرفتند
من مرده‌ام درمن هواي هيچکس نيست
دنياي مرموزیست ما بايد بدانيم
که هيچکس اينجا براي هيچ‌کس نيست
بايد خدا هم با خودش روراست باشد
وقتي که مي‌داند خداي هيچکس نيست
من مي‌ روم هرچند مي‌دانم که ديگر
پشت سرم حتي دعاي هيچکس نيست

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت توسط تنها عشق ...| |

دوباره واژه سفر را در قاب تنهایی اتاق
خاطراتم میخکوب میکنم    
سرزمین خشک خاطره یخ زده وفرسوده شده
زندگیم بوی غربت و بی قراری گرفته
رفاقتها پوچ وتوخالیست
وحال کوچ ِ تبلورزندگیست
باید رفت و
به اندازه تمام تنهایی ها
 فریاد را
 در آغوش کشید
باید رفت و.... 

نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت توسط تنها عشق ...| |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت