بی تاب تنهـــــــــــــــایی
روزی با خودم فکرمی کردم چون اون هیچ زمان منوندید....... بايد فراموشت کنم چنديست تمرين ميکنم!
اگر او را با دیگری ببینم
شهررابه آتش می کشم...
ولی امروزحاضر نیستم
کبریتی روشن کنم
تا ببینم اوکجاست!!! نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت
توسط تنها عشق ...| |
چنديست تمرين ميکنم!من ميتوانم!
مي شود،آرام تلقين ميکنم...
.بايد، فکري براي اين دل آرام و غمگين ميکنم.
من مي پذيرم رفته اي و برنميگردي
همين!خود را براي درک اين صدبار تحسين ميکنم
کم کم از يادم ميري!
اين روزگارو رسم اوست!
اين جمله رو با تلخيش صدبار تضمين ميکنم... نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت
توسط تنها عشق ...| |
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |


