بی تاب تنهـــــــــــــــایی
هنوزهم تلخ می نویسم... به گمانم هنوزهم تلخم! براستی چرااینگونه شده ام ؟ وقتی تنها می شوم حرفم نمی آید،افکارم جمع نمی شود آشفته می شوم ونگران راحت بگویم تلخ می شوم می گفت چقدردرکنارت آرامش دارم دلم برای در کنار تو بودن تنگ شده ! برویم و تا چندی دور شویم از هیاهوی این شهر خوش بگذرانیم بخندی تا من هم کمی بخندم ...!
چه متغیر شده ام این روزها براستی چرا اینگونه شده ام ؟
نوشته شده در سه شنبه سوم دی 1387ساعت
توسط تنها عشق ...| |
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |


