بی تاب تنهـــــــــــــــایی
من زاده شده ام براي تنهايي
من زاده شده ام از تن تنها ترين تنها يان
وتنهايي را با خود خواهم برد
به دورترين گورستان
تا به ياد من
سنبلي از باران بسازند
باز مي گويم
که من از نسل ققنوسم
و در تنهايي خود مي سوزم
تنهايي من با شب درهم تنيده شده
در تنهاييم تنديسي از ققنوس مي سازم
تا به همگان بفهمانم چه زيباست ققنوس
و چه نوراني به هنگام خود سوزي
پيش خواهم رفت
تا دوزخ , تا آتش , تا گور
و باز مي گويم
که از ياد نبريد
من از نسل ققنوسم نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت
توسط تنها عشق ...| |
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |


