تبليغاتX
بی تاب تنهـــــــــــــــایی - به نام تنها مونس شبهاي تنهايي .....
بی تاب تنهـــــــــــــــایی












 دلم مي خواست من باشم و تو با يک دنياي خالي اما نميشه
من الان بيش از هر زماني اون دلي که بهم دادي تو قلبم حس مي کنم
مي دونم که اگه نشد باهم باشيم قلبامون هنوز باهمه
امشب اگه تنهام اما ضربان قلبتو توي دلم احساس مي کنم
اگه نيستي باهم اشک بريزيم...
اگه هر شب از شوق بودن با تو خوابم نمي برد
امشب از درد جدايي و غم نبودنت نمي تونم بخوابم
الان به ياده لحظه آخر افتادم
تازه فهميدم که ديگه هرگز اون صدا رو نمي شنوم.اشک ريختم.
اما چيزي عوض نشد!
من موندم با يک جاده بي انتها که از اين به بعد کسي رو براي همراهي
ندارم اما چاره اي جز تحمل نداشتم امشب چه طولاني شده
زندگي با من چي کار کرد...
مي دونم که الان داري به من فکر مي کني با همه وجود حست مي کنم
مي دونم که تو هم منو حس مي کني
ما که توقع زيادي نداشتيم
کاش بودي و مي ديدي که بدون تو دليلي براي ادامه ندارم
ساعت ها از لحظه آخره با هم بودنمون گذشته اما من انگار
تو اون لحظه متوقف شدم چقدر دلم برات تنگ شده...
اين بار تو نيستي که برات از دل تنگيام بگم...
ستاره دلتنگي هاي منم امشب تو آسمون گم شده
من دعا مي کنم تو هم دستاتو بالا بگير تا دعامون بر آورده بشه
مي خوام از خدا بخواهم که به هر دومون کمک کنه
مي دونم که داري اشک ميريزي منم با تو اشک ميريزم
دوستت دارم براي هميشه مي دونم که توهم تا آخرين لحظه دوستم
خواهي داشت
ميخوام برم و با همه اين چيزايي که اتفاق افتاد
باز از فردا با سکوت و دل شکستم يک زندگي بي دليلو شروع کنم
برو تا کم کم بتوني باور کني که هميشه هرچي تو زندگي
دوست داشته باشي بهش نميرسي برام سخته
اما بايد بگم...
خداحافظ زيباترين لحظه هاي زندگي من.

نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت توسط تنها عشق ...| |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت